مصاحبه با پاول کوژینسکی از لهستان

پاول کوژینسکی نقاش و کاریکاتوریست لهستانی، با طنز هوشمندانه ی خود مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی جهان را به تصویر می کشد. پاول کوژینسکی متولد سال ۱۹۷۶ در لهستان است و فارغ التحصیل آکادمی هنرهای زیبای پوزان می باشد. او کشیدن کاریکاتور را از سال ۲۰۰۴ آغاز کرد.

– آیا سعی می کنید شخصیت های کارتون هایتان را شوخ طبع و بذله گو نشان دهید؟ این مطلب را بدین دلیل می پرسم که شما فردی شوخ طبع هستید اما گاهی کاملا غمگین به نظر می رسید. قصد دارید مطلبی قدرتمند را نشان دهید؟
درست است من کارتونیستی طنز پرداز نیستم. این کارتون من هم طنز به حساب نمی آید. این مسئله ای کاملا جدی است.
البته تبلیغات باید به طور مختصر و مفید در باره مطلبی توضیح دهد. مثلا ویکی پدیا را در نظر بگیرید که مختصر و مفید اطلاعات را به بینندگان می رساند.
فکر نمی کنم شخصیت کارتونی و یا حتی کارتون های من چندان مهم باشند. اما سعی می کنم روی آن تمرکز کنم. اما دوست دارم وقتی روی شخصیت خاصی تمر کز می کنم به زندگی اوبا دقت نگاه کنم. جالب اینجاست که برخی از مردم سریع آن را درک می کنند، اما برای برخی غیر قابل فهم باقی می ماند.
کارتونهای شما بسیار حرفه ای هستند. قبل از کارتونیست شدن چه شغلی داشتید؟
من هم مثل شما جوانان در دوران دانشجوی شغل های مختلفی داشتم. مثلا مدتی پرتره می کشیدم. مدتی هم از تصاویری که می دیدم کپی تهیه می کردم که به عنوان تابلو در داخل خانه ها استفاده می شدند.
دوازده سال این شغل را داشتم اما آخرین بار اتفاقی افتاد که اصلا انتظار آن را نداشتم. منظور من طراحی گرافیکی ” پوکمون گو” است که طرفداران بسیاری پیدا کرده است. من این مطلب را از فیس بوک دریافتم.
می دانم که فقط در کشورمان لهستان ۲۷۴۰۰۰ بازدید کننده از این کارتون داشتیم، چه برسد به کشورهای دیگردنیا. انگیزه این اثر را از کجا پیدا کردید؟
درست است که در ماه اخیر استقبال مردم بی سابقه بود. این طراحی را به سفارش انتشاراتی ام خلق کردم. که سفارشی اینترنتی بود.در ابتدای کار قصد داشتم مرد جوانی را نشان دهم که به دلیل نگاه کردن زیاد به موبایل گردنش بیش از حد دراز شده است.سفارش دهنده دست مرا باز گذاشت که کار مورد نظرم را ادامه دهم. پوکمون به قدری با استقبال رو به رو شد که تصویر آن را بر روی گردن مرد جوان اضافه کردم.
پس بدین دلیل آن را به بازی تبدیل کردید که ابعاد گسترده تری داشته باشد؟
همان طور که گفتم این کار می توانست پیام گسترده تری داشته باشد و تعقیب دیوانه وار و بی تفکر تکنیک های پیشرفته را نشان دهد.
آیا شما هم در موبایلتان بازی پوکمون را دارید؟
نه، من اصلا موبایل ندارم… اما دوست دارم بدانم این بازی چقدر طرفدار دارد و چه اندازه موفق است؟سیاست، تکنولوژی های تازه، اعتیاد به اینترنت آیا این مطالب عنوان های مورد نظر شما ست؟


شما با کمک همین اینترنت به شهرت جهانی رسیده اید و طرفداران زیادی پیدا کرده اید. فکر نمی کنید ممکن است همین کار شما را به تله بیندازد؟
من قبلا گفته ام که علاقه ای به نو آوری و تکنولوژی ندارم. خودم از آنها استفاده می کنم و حتی آنها را تحسین می کنم. اما از طرف دیگر از مشکلاتی که برای انسانها به وجود می آورد نیز انتقاد می کنم.این قدرت اثر من است که می تواند به خوبی تجربه چنین افرادی را نشان دهد و تا این حد تاثیر گذار و پر طرفدار باشد. ممکن است فردی انتقاد کند که خودم ” پوکمون” را بازی نمی کنم و ترجیح می دهم آنها را بسازم و ما باید بگوئیم همین “پوکمون” را به کار برده ام تا کلید درک مطلب را به بینندگان بدهم.بینندگان می توانند هر شخصیت داستانی را که دوست دارند در این بازی ها در ذهن بیاورند، اما مهم ترین مطلب این است که درک مشکلاتی که تکنولوژی تازه به وجود می آورند فقط برای سرگرمی بینندگان آمده است. باید همه درک کنند که وابسته شدن به تکنولوژی های جدید مشکلات فیزیکی و سلامتی را به وجود می آورد و این هم واقعیتی است که هر چقدر به آنها اعتیاد پیدا کنیم بیشتر سلامتی خود را از دست می دهیم.
برخی گفته اند بازی پوکمون را اول به شکل نمایش و بعد به شکل بازی در آوردید؟
این کاملا واضح است ،متاسفانه زندگی جوانان دقیقا به همین شکل است.
قدم بعدی شما چیست؟ قصد دارید چه چیزی را به جوانان ثابت کنید و نشان دهید که چگونه از زندگی شان لذت ببرند. یک روز عادی زندگی شما به چه شکل است؟

من هر روز صبح نرمش میکنم و می دوم… این برنامه هر روز من است که برایم بسیار انرژی بخش است. و بهترین راه برای شروع روز است. اکثر بعد از ظهر ها هم مشغول کار با کامپیوتر هستم.


انگیزه کارهایتان چگونه به ذهنتان می رسد؟ آیا همیشه صدها ایده مختلف در ذهن دارید یا گاهی چیزی به ذهنتان نمی رسد؟
خوب مغز هم مانند عضلات بدن است که اگر خوب با آن تمرین کنید خوب کار می کند…. البته تفاوتهایی هم بین افراد وجود دارد.
به نظر شما کدام اثرتان جالب ترین کار شما است؟ آیا کاری هست که وقتی تمام شد زیاد از آن راضی نبودید؟ یا آن را درک نکرده باشید؟
من که خیلی از خودم و آثارم راضی نیستم و از خودم تعریف نمی کنم.همیشه فکر می کنم کار بعدی ام بهتر خواهد بود. اما وقتی کارم مورد توجه قرار می گیرد احساس شادی و اعتماد به نفس پیدا می کنم.
شما اکثر آثارتان را را سفارشی تهیه می کنید یا هنرمندی آزاد هستید؟
من اکثرا به عنوان هنرمند آزاد کار می کنم. برای من بسیار خوب است بدین دلیل که می توانم با شخصیت های مختلفی کار کنم.
سعی می کنید در شهر خودتان کار کنید؟ چه چیز می تواند شما را راضی به کار در جای دیگر کند؟
من می توانم همه جا کار کنم، هر جایی که کاغذ و قلم داشته باشم و بتوانم از اینترنت استفاده کنم. دوست دارم دوستان و خانواده هم در کنارم باشند.
دوست دارید در اوقات بیکاری چه انجام دهید؟
من به دویدن علاقمندم. همیشه ۱۰ کیلومتر را در ۴۰ دقیقه می دوم. ۱۵ اکتبر قصد دارم به دو ماراتن بروم ،می خواهم شما را هم دعوت کنم.
چه برنامه ای برای آینده دارید؟
قصد دارم آلبومی از آثارم چاپ کنم. وقت آن است که آلبومی بیرون دهم.
دوست دارید ۱۰ سال دیگر در چه شرایطی باشید؟
امیدوارم برنده بیش از ۱۰۰ جایزه شده باشم. این رویای من است. من شغلم را به شکل صنعت نگاه نمی کنم. با کار هنری احساس خوبی پیدا می کنم، امیدوارم همیشه قدرت طراحی داشته باشم. مردم به کارهایم علاقمند باشند و بتوانم کسب درآمد کنم. همین برای من کافی است.

مصاحبه گر: آلکسا اریکسون /۱۲ آگوست ۲۰۱۶

Share on FacebookShare on Google+Pin on PinterestShare on TumblrTweet about this on TwitterShare on StumbleUponEmail this to someone